تبلیغات
فصل انتظار - همیشه پای یك "ظن " در میان است
فصل انتظار
خوشا آنان که مردانه مرده اند و تو ای عزیز میدانی ! تنها کسانی مردانه میمیرند که مردانه زیسته باشند.

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

همیشه پای یك "ظن " در میان است

همیشه پای یك "ظن " در میان است

حسین قدیانی

من این بار روی سخنم با خواص ادبیات و هنر است كه در فتنه اخیر قبول نشدند ولی هنوز با "تعهد "، عهدشان باقی است. آقای سید مهدی شجاعی عزیز! یادتان هست كه سالیان پیش آمدم و با شما در اتاق كوچك تان در "نیستان " گفت وگو كردم و شما برایم از تنهایی و غم و رنج شیعه گفتید؟ مصاحبه اش هنوز هست. یادتان هست كه گفتید...
اگر "پیام آقا " برای شما به مناسبت درگذشت دخترتان "عاطفه "، نبود هرگز به تسلا نمی رسیدید؟ یادتان هست كه گفتید من روزی این محبت آقا را جبران خواهم كرد؟ هشت ماه فتنه علیه علمدار انقلاب شد و شما، این محبت آقا را جبران نكردید. كی و كجا از شما صدایی درآمد؟ گیرم كه من از "ولایت فقیه " بد دفاع می كنم، شما به میدان بیا و خوب دفاع كردن از رهبری را به چون منی یاد بده. "نیستان " چرا سكوت كرده با وجود این همه نی؟ "بشنو از "نی " چون حكایت می كند/ از جدایی ها شكایت می كند ". آقای شجاعی عزیز! "نشنو از نی، نی حصیری بی نواست/ بشنو از دل، دل حریم كبریاست/ نی بسوزد خاك و خاكستر شود/ دل بسوزد خانه دلبر شود ". خالق "كشتی پهلو گرفته "، چرا این روزها خوابش گرفته؟ آقای
شجاعی عزیز، كه هنوز هم با آثارتان انسی دیرینه دارم. می دانید؛ "همیشه پای یك زن در میان نیست "، بلكه "همیشه پای یك "ظن " در میان است ". پای یك سوء ظن. شما می توانید منتقد احمدی نژاد باشید اما معتقد بودن تان را به اصل نظام حفظ كنید. هیچ كس دفاع شما از اصول و ارزش ها را به پای دفاع شما از رئیس جمهور نخواهد نوشت. من دلم از خواص ادبیات، خون است.

تیراژ خونی كه با سكوت تان به دل ما كرده اید، از تیراژ آثارتان هم بیشتر شده. در این "غزوه " به جز "قزوه "، كدام تان پای "تنگه احد " ایستاد و از "غزه " دفاع كرد و خود را به غنیمت نفروخت؟ كجا بودی آقای مجید مجیدی؟ گناه شما ساختن فیلم تبلیغاتی برای موسوی نبود؛ گناه تان این است كه "آواز گنجشك ها " را در "كهریزك " شنیدید اما نعره نكره صاحب شیر خر را در "BBC " بر سر "بچه های آسمان " نشنیده گرفتید.

حیف "بدوك " نبود كه چو "بید مجنون " بر سر ایمان خویش به انقلاب، بلرزد؟ چطور است كه كلاس گذاشتن برای سیمای جمهوری اسلامی را بلدید اما یك كلمه حاضر نیستید برای رسانه های دشمن كلاس بگذارید؟ آیا اگر "جمهوری اسلامی " نبود، رژیم ستمشاهی به شما این اجازه را می داد كه فیلمی "به رنگ خدا " بسازید یا آثارتان باید به رنگ ابلیس در می آمد؟ اگر این انقلاب نبود آیا از آسمان هنرتان باز هم "باران " می بارید؟ آیا فیلمسازان هالیوود هم تا این حد در برابر اهداف نظام سلطه، بی تفاوت و بی تعصب هستند؟ دشمن برای پروژه "ایران هراسی " چه آثاری ساخته و شما آیا با دیدن افغانستان امروز كه بسیار دغدغه افغان ها را دارید، آیا برای "آمریكا هراسی " كاری كرده اید و قدمی برداشته اید؟ من امروز متاسفانه باید بگویم كه "بی وتن "، درستش همان "بی وطن " است؛ یعنی با "طا "ی دسته دار.

من امروز متاسفانه باید بگویم كه برخی از شعرای ما فقط بلدند "شعر " بگویند و هیچ تعهدی، حتی به سیگاری كه می كشند ندارند. من امروز متاسفانه باید بگویم كه "حاتمی كیا " به جای شیشه آژانس، دل "حاج كاظم " را شكسته. آقای حاتمی كیا! دود آن موتوری ها را كاری ندارم اما دود این موتورهونداهای قراضه بچه های بسیج اگر نبود، منافقین و انجمن پادشاهی، الان، شما را به جرم ساختن "دیده بان "، مسافر آن دنیا كرده بودند و ولله حلقوم تان را به جرم "وصل نیكان "، با "روبان قرمز " یا شاید هم "به رنگ ارغوان " بسته بودند. این روزها همه خودشان می خواهند به "لندن " بروند و هیچ كس، دیگر به فكر كربلا بردن "عباس " نیست.

"پیر جوان زخم چشیده " هشت ماه فتنه را دید و از "مهاجر " یاری ندید. نه آقایان! پس فردا جوابیه ندهید كه ما با "آقا " در فلان روز و بهمان دیدار، ملاقات داشتیم و اتفاقا خیلی هم جلسه خوبی بود! اتفاقا من می خواهم بگویم چرا به دفاع از "پیر جوان زخم چشیده " كه می رسد، عده ای یواشكی دفاع می كنند ولی در مقام دفاع از آثارشان، این دفاعیه را در بوق و كرنا می كنند؟ اتفاقا من می خواهم بگویم 22 بهمن نشان داد كه انقلاب اسلامی، محتاج دفاع امثال من و شما نیست. این روزها همه نگران سرنوشت من شده اند؛ یكی می گوید؛ مثل "اكبر گاف " می شوی. یكی می گوید؛ می شوی مثل "مخملباف ". آقایان! این روزها آیا بهتر نیست به جای پیش گویی از عاقبت من، نگران حال امروز خود باشید؟ فردای مرا ول كنید و به امروز خود بچسبید. ما در روز تاسوعا از شما امضا گرفتیم تا شما معروف شوید و شما با ابراز احساسات ما بازی كردید و در شب عاشورا از خیمه انقلاب در رفتید. این صدای گوش خراش سكوت این روزهای شما گوش ما را كر كرده است! عده ای می گویند؛ از هنرمندان باید خیلی ظریف انتقاد كرد و الا چپ می كنند. "من چه گویم كه تو را نازكی طبع لطیف/ آنچنان است كه آهسته دعا نتوان كرد ".

و اما اگر بنا بر لطافت هنرمند است؛ ولایت فقیه زیباترین هنر امام هنرمند ما بود كه هشت ماه آزگار، صحنه آرایی های اتفاقا خیلی زمخت را دید اما دفاعی از شما ندید. نویسنده ای می گفت: "ما در آن حد نیستیم كه از رهبر دفاع كنیم؛ ولایت فقیه باید از ما دفاع كند ". من با این حرف موافقم اما حالا كه رهبری پای آرای ملت ایستاده است و به خاطر این ایستادگی، آبرو هزینه كرده، بد نیست یك هزینه هم ما بكنیم. چهار تا فحش هم ما بشنویم. یك سیلی هم ما بخوریم. "ولایتمداری " كه فقط مسافرت با آقا و نوشتن "داستان سیستان " نیست. شما ننویسید؛ من "داستان فتنه " را خواهم نوشت. "داستان حسین كربلا " با من، "قصه حسین كرد " با شما. داستان سید علی و چراغ ولایت با من، داستان علی بابا و چراغ جادو با شما. داستان "بابا اكبر " با من، داستان بابا نوئل با شما. اصلا خطر با "آقا " با من، سفر با "آقا " با شما. "هر كه در این بزم مقرب تر است/ جام بلا بیشترش می دهند ".

آقایان! شما اگر به آثار هنری تان حساسید ما هزار برابر شما به مهمترین اثر خمینی كبیر و بالاترین ثمره خون شهدا یعنی "ولایت فقیه " حساسیم. اول هنرمند این دیار، امام بود و "انقلاب اسلامی " بهترین كار هنری امام و "ولایت فقیه " بهترین جلوه ویژه امام بود كه دفن فتنه اخیر، تنها یكی از هزار كرشمه اش بود. هنرمند اصلی ماییم كه در 22 بهمن با تولید "حماسه بصیرت "، جور كم كاری شما را كشیدیم و دست بر قضا این اثر ممتاز، خیلی هم خوب گرفت. حالا همه دنیا دارد درباره ملت ما حرف می زند؛ فیلم "راهپیمایی 22 بهمن "، یك ملت بازیگر داشت كه همه نقش "عمار " را بازی می كردند. ما نه در فضای خیابان، نه در فضای سایبر، نه در فضای ادبیات، نه در فضای سینما، نه در فضای علم، نه در فضای عمل، در هیچ كجا اجازه نمی دهیم "علی " تنها بماند. این روزها به ما می گویند چرا به "خامنه ای "، "علی " می گویید؟ از نظر ما هر كس پرچم دار مبارزه با كفر و نفاق باشد او "علی " است و در این عصر، علی، "سید علی " است. "سید حسن "، این روزها برای ما فقط "نصرالله " است. ما "سید حسن " دیگری به جا نمی آوریم. این رهبرعربی كه پوزه صهیونیسم را به خاك مذلت مالیده، افتخارش "امام خامنه ای " ماست و با این ید بیضا دست بوس مولای ماست. بمیری با این فیلم ساختنت آقای مازیار میری. "كتاب قانون " نه نقد بدعت های غلط ما ایرانیان كه نوعی وطن فروشی بود. "عماد مغنیه لبنانی " شاگرد "مصطفی چمران ایرانی " است. "لبنان " انگشت اشاره دست "ایران " است در چشم اسرائیل و شما این دست بزرگ را به آن انگشت كوچك فروختید. آی كسانی كه به این فیلم پروانه صدور دادید! قبور شهدا را لگد مال كردید و پای تان رفت روی لاله ها. من خوب می دانم سران فتنه چرا به مولای ما حسادت می كنند. محبوب ترین فرد از نظر "سید حسن نصرالله "، این محبوب ترین فرد جهان عرب، مولا و مقتدای ماست. عجبا از این مهتابی ها كه خود را در برابر حضرت ماه، ذی شعور، ذی نور می دانند. "تابناك " ماه ماست. نام مهتابی شما "نمناك " است و چون بصیرت ندارد، هزار بار ناز می كند تا روشن شود و نور دهد. كرم شب تاب، این روزها به جان واژه ها افتاده و خیال كرده با "فردا "، می تواند "آینده " را غصب كند. "الا ان حزب الله هم الغالبون ". الا ای خواص ادبیات و هنر! این عاشورا تمام شد و این بار ما اجازه ندادیم نهر علقمه از روی یتیمان حسین شرمنده باشد. ما نگذاشتیم شب پرستان، خورشید و ماه و ستاره ها را قطعه قطعه كنند. شما البته مختارید كه باز هم سكوت كنید یا "مختار " باشید. ما در غیاب شما، فتنه یزیدیان را كه حتی به عاشورا هم رحم نكردند، خواباندیم؛ اگر بنا بر ادامه سكوت است كه هیچ و اگر قصد "مختار " كرده اید، آشوبگری باقی نمانده است؛ بر علیه نفس خود قیام كنید.

***

امام، ما را از پیله 22 بهمن در آورد و "پروانه " مان كرد؛ عده ای اما این روزها از پرواز خسته شده اند و دوباره می خواهند "كرم " شوند. چون رای با اكثریت است، فعلا حق با پروانه هاست. هنرمندی اما به گفتن جملات قشنگ نیست. بازی با كلمات رنگارنگ را من هم بلدم. من هنرم از همه شما ظریف تر است و چینی احساساتم زود ترك برمی دارد. لذا بر این نویسنده نازك طبع، شلاق نقد بلند مكنید. زحمت تان بیهوده است؛ پر فروش ترین اثر هنری جمهوری اسلامی، اصلا بیننده ای در داخل نداشت و همه بازیگر بودند و پرده این سینما به اندازه مساحت كل كشور بود. من نسبت به این اثر زیبا و به خصوص كارگردان آن بسیار حساس و متعصبم. پس در این "دل نوشت " اگر به هنرمندی جسارت شد همین جا اعلام می كنم؛ حرف هایی هست كه باید با خون دل نوشت.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

نپدار که تنها عاشورائیان را بدان بلا آزموده اند و لا غیر ...
صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است.
ای دل تو چه می کنی؟ می مانی یا می روی؟
داد از آن اختیار که تورا از حسین جدا کند.
(شهید آوینی)

مدیر وبلاگ : یامین

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان